<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="0.92">
	<channel>
		<title>یا زهرا</title>
		<link>https://sadattahmasi78.kowsarblog.ir/</link>
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
				<item>
			<title>اولین دیدار</title>
						<description>&lt;p&gt;هربار جمع دورهمی‌ها و دیدارهایتان را می‌دیدم، بغض کرده و حسرت می‌خورم. حتی چندباری هم به خودتان گلایه کردم، اینکه چرا من در این دیدارها جایی ندارم.&lt;br /&gt;
شاید جزو نخبگان، دانشجویان، فعالان فرهنگی،حتی بسیجیان نیستم اما دل که دارم. آرزوی دیدن شما از نزدیک را که داشتم. نمی‌دانم اصلا این پیام‌هایی که در سایت برایتان می‌فرستادم به دست‌تان می‌رسید؟&lt;br /&gt;
حتما می‌رسید! چون یکبار با کمال پرورویی درخواست هدیه کردم و برایم چفیه فرستادید. همان چفیه‌ای که این صد‌ و اندی روز تسلی بخش دلم شده. مهمان دکور خانه‌ام.  &lt;br /&gt;
چند روزی هست همه جا ولوله شده. خبر از دیدار جدیدی است. دیدار همگانی، همه حتی کسانی مثل من، که جزو هیچ گروهی نیستند هم می‌توانند به دیدارتان بیایند. روز و ساعت‌ش هم طولانی و شبانه روزی است آن هم در چند شهر مختلف. شاید برای کسانی که گله‌مند عدم حضور در دیدارها هستند این گونه تنظیم شده که همه بتوانند حضور داشته باشند.&lt;br /&gt;
اما من! این بار هم نمی‌توانم بیایم. خیر سرم میزبانم. مهمان عزیز کرده دارم.&lt;br /&gt;
راستی شما هم وقتی مهمان داشتید استرس میگرفتید؟&lt;br /&gt;
از چند روز قبلش شروع به برنامه‌ریزی می‌کردید؟&lt;br /&gt;
کارهای انجام نشده زیادی داشتید یا نه؟&lt;br /&gt;
من که خیلی کار دارم. از گردگیری و بشور بساب منزل تا خرید برای خانه و تدارکات مهمانی.&lt;br /&gt;
امروز پیام دعوت به اقوام و خویشان دادم به همسرم گفتم از دوستانش برای مهمانی دعوت کند. مهمانی هرچه بزرگ‌تر و شلوغ‌تر باشد شکوه و جلوه‌اش بیشتر.&lt;br /&gt;
 فکرش را نمی‌کردم اولین دیدارم آخرین دیدار باشد. جالب‌ترش اینکه در کنار حضرت معصومه پذیرای شما باشم. آن هم نه به عنوان مهمان بلکه میزبان.&lt;br /&gt;
قرار است میزبان بدرقه‌کنندگان پیکرت باشم.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://sadattahmasi78.kowsarblog.ir/اولین-دیدار-3&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://sadattahmasi78.kowsarblog.ir/اولین-دیدار-3</link>
							</item>
				<item>
			<title>برای سلامتی تو</title>
						<description>&lt;p&gt;هر روز صبح برای رفتن به مدرسه عزا می‌گرفتم. کلاس دوم یا سوم ابتدایی بودم. هنوز روستا زندگی می‌کردیم. خانه‌مان آخر روستا بود و اطرافمان پر از سگ‌های نگهبان گله. گاهی اوقات پدر و مادرم همراهی‌‌ام می‌کردند. گاهی هم عابر پیاده‌ای از راه می‌رسید و از خدا خواسته همراهش می‌شدم. ولی اکثر روزها از ترس و وحشت به خود می‌لرزیدم تا از کنار سگ‌ها بگذرم. کار هر روزم بود تا اینکه مادرم آیت الکرسی را یادم داد. بعد از یک ماه تلاش بالاخره همه‌اش را حفظ شدم. همین که از خانه بیرون می‌زدم شروع می‌کردم تند تند خواندن و رد شدن. هنوز هم می‌ترسیدم ولی نه مثل قبل.&lt;br /&gt;
سال پنجم بودم که روحانی روستا، در یکی از سخنرانی‌های ماه مبارک، از فضیلت و ثواب هدیه کردن آیت الکرسی به اموات برایمان توضیح داد. از آن روز به بعد آیت الکرسی خواندنم هدفمند شد؛ یکی هدیه به اموات پدری یکی هدیه به اموات مادری. می‌خواستم عدالت را رعایت کنم و هیچ کدام از اقوام از دستم ناراحت نشوند. این برنامه ادامه داشت تا سال اول دبیرستان. دیگر شهرنشین شده بودیم و خبری از سگ‌های گله نبود ولی من طبق عادت، هر صبح دو بار آیت‌الکرسی می‌خواندم.&lt;br /&gt;
معلم دین و زندگی‌مان《خانم شکریان》 نیم ساعت آخر کلاس را اختصاص داده بود به بحث‌های آزاد. در مورد هرچیزی صحبت می‌کردیم. یک روز در مورد آیت الله خامنه‌ای بحث کردند و از سختی‌های محافظت از ایشان گفتند. از اینکه روزی چند بار مجبورند جابجا شوند به خاطر جلوگیری از ترور.&lt;br /&gt;
از فردای آن روز، یک آیت الکرسی به دوتای قبلی اضافه شد. آن هم برای سلامتی آقای خامنه‌ای، کسی که مایه دلگرمی یک امت بود.&lt;br /&gt;
اما چهار ماه و خرده‌ای است خودم را به نفهمیدن می‌زنم. اصلاً به روی خودم نمی‌آورم چنین برنامه‌ای بوده.&lt;br /&gt;
آقا باور کنید برایم سخت است که آیت الکرسی را به نیت هر چیزی غیر از سلامتی‌تان بخوانم. چندین سال است عادت کرده‌ام. به قول معروف ترک عادت مایه مرض است. بیایید با هم قراری بگذاریم، من آیت الکرسی را به همان نیت قبلی می‌خوانم، یعنی سلامتی آقای خامنه‌ای. حالا چه فرقی دارد سید علی باشد یا سید مجتبی؟؟&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://sadattahmasi78.kowsarblog.ir/برای-سلامتی-تو&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://sadattahmasi78.kowsarblog.ir/برای-سلامتی-تو</link>
							</item>
				<item>
			<title>محافظان انقلاب</title>
						<description>&lt;p&gt;در خاطرات و فیلم‌های دوران انقلاب، زیاد درموردش دیده و شنیده بودم. اینکه مردم برای شرکت و حضور سر از پا نمی‌شناختند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;برایم شگفت‌انگیز و تا حدودی غیرقابل باور بود که چطور این همه مدت خسته نمی‌شدند؟ چطور از زندگی و کارهایشان دست می‌کشیدند؟&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;اما بعداز بیست و اندی روز، از اولین راهپیمایی شبانه، به خون‌خواهی از رهبر شهیدمان، دیگر این تجمعات برایم قابل لمس شده. اینکه در واپسین روزهای اول سال، که همیشه در فکر عید و عیددیدنی و مهمانی بودیم اکنون راهی خیابان می‌شویم. سال‌مان را در خیابان تحویل می‌کنیم. سفره افطارمان را در خیابان پهن می‌کنیم. تمام این شب‌ها برایمان شب قدر شده و با هر تیپ و پوششی حضور داریم. از بچه‌های تاتي‌کنان تا پیرمردان عصا زنان. از بچه‌حزب‌اللهی تا جوانان خالکوبی شده که پرچم قدی ایران را به دوش انداخته و با هر مرگ بر آمریکا پوکی  به سیگارش می‌‌زند. از اتباع افغانستانی و پاکستانی که هم‌صدا با مردم ایران رجز می‌خوانند. از مادرانی که کالسکه‌ی بچه‌هایشان را هل می‌دهند و با شعار الله‌اکبر برایشان لالایی استقامت می‌خوانند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;راستش را بخواهید گمان می‌کردم، همان چند شب اول را دوام بیاوریم و بعد جمعیت کمتر شود، اما هرشب باشکوه‌تر و مصمم‌تر از قبل به میدان می‌آییم.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;b&gt;آری اینان همان نوادگانِ سربازانِ قنداقی خمینی‌کبیر هستند که برای حفظ نظام و انقلاب قد علم می‌کنند و به میدان می‌آیند.&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://sadattahmasi78.kowsarblog.ir/محافظان-انقلاب&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://sadattahmasi78.kowsarblog.ir/محافظان-انقلاب</link>
							</item>
				<item>
			<title>راهی برای عبد شدن</title>
						<description>&lt;div&gt;&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;https://sadattahmasi78.kowsarblog.ir/media/blogs/sadattahmasi78/quick-uploads/p1699433/img_20241211_110721.jpg?mtime=1733902387&quot; target=&quot;_blank&quot; rel=&quot;lightbox[p1699433]&quot; id=&quot;link_77747&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;راهی برای عبد شدن&quot; src=&quot;https://sadattahmasi78.kowsarblog.ir/media/blogs/sadattahmasi78/quick-uploads/p1699433/_evocache/img_20241211_110721.jpg/fit-320x320.jpg?mtime=1733902387&quot; width=&quot;320&quot; height=&quot;320&quot; class=&quot;loadimg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;برای ازدواج اهداف زیادی مشخص شده است از جمله؛ پاسخ به نیازهای غریزی، رسیدن به آرامش، عمل به توصیه دین، تولید و بقای نسل، تکامل و رسیدن به خدا و&amp;#8230; تمام این اهداف درست و تلاش برای رسیدن به آنها، کاری پسندیده است. اما برای رسیدن به هدف اصلی ازدواج، ابتدا باید هدف زندگی مشخص شود. زیرا ازدواج، یک مرحله از زندگی و زیر مجموعه آن به حساب می‌آید. طبق آیه دوم سوره مُلک، هدف از زندگی انسان، آزمایش و ابتلاست. برای اینکه مشخص شود چه کسی بهتر عمل می‌کند. گاهی این عملکرد بهتر، باعث موفقیت و پیشرفت دنیوی نمی‌شود اما در نزد خدا، خود عمل و کارکرد شخص مهم است نه نتیجه آن.&lt;br /&gt;
حال این سوال پیش می‌آید که هدف از این آزمایش و ابتلا چیست؟ خداوند با این کار، به انسان می‌فهماند در چه زمینه‌ای ضعف دارد و در کجا قوی است و زمینه را برای برطرف شدن ضعف‌ها فراهم می‌کند تا به هدف اصلی و نهایی زندگی، یعنی عبودیت دست یابد. &lt;br /&gt;
ازدواج، یک راه میانبر برای رسیدن به این هدف است. در ازدواج هم عملکرد مهم است. آن تلاشی که منجربه رشد و تکامل می‌شود مورد نظر است. این رشد و تکامل صرفاً به معنای پیشرفت و داشتن یک زندگی بدون مشکل و در آرامش کامل نیست. گاهی بیشتر شدن آستانه صبر، از خود گذشتگی، فرو بردن خشم، تحمل سختی‌های تربیت فرزند و&amp;#8230; همه به منزله‌‌‌ی رشد و تکامل تلقی می‌شود و راهی برای رسیدن به عبودیت.&lt;br /&gt;
حال اگر ازدواجی درست و انتخاب عاقلانه‌ای داشته باشیم و بتوانیم یک همسر همراه و هم‌کفو انتخاب کنیم، ازدواج مثل آسانسور عمل می‌کند و سرعت رسیدن ما را به هدف بیشتر می‌کند. اما اگر احساسی عمل کردیم و با خیال‌پردازی و فانتزی پیش رفتیم، باید این مسیر را به وسیله نردبان یا راه‌پله طی کنیم. اگرچه غیر ممکن نیست اما سرعت ما، کاهش می‌یابد. گاهی انتخاب آگاهانه و از روی عقل و منطق پیش می‌رود ولی نتیجه مطلوب به دست نمی‌آید. در این شرایط، کنار آمدن با وضعیت موجود و تلاش برای تغییر اوضاع، مورد آزمایش ماست و راه رسیدن به عبودیت از این گذرگاه سخت می‌گذرد و طبق احادیث اجر این نوع بندگی خیلی بیشتر از موارد دیگر است.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://sadattahmasi78.kowsarblog.ir/راهی-برای-عبد-شدن&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://sadattahmasi78.kowsarblog.ir/راهی-برای-عبد-شدن</link>
							</item>
				<item>
			<title>مدافع حرم</title>
						<description>&lt;div&gt;&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;https://sadattahmasi78.kowsarblog.ir/media/blogs/sadattahmasi78/quick-uploads/p1699397/screenshot__-__chrome.jpg?mtime=1733865691&quot; target=&quot;_blank&quot; rel=&quot;lightbox[p1699397]&quot; id=&quot;link_77746&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;مدافع حرم&quot; src=&quot;https://sadattahmasi78.kowsarblog.ir/htsrv/getfile.php/screenshot__-__chrome.jpg?root=collection_16624&amp;amp;path=quick-uploads/p1699397/screenshot__-__chrome.jpg&amp;amp;mtime=1733865691&amp;amp;size=fit-320x320&quot; width=&quot;320&quot; height=&quot;225&quot; class=&quot;loadimg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;طبق آیه دوم سوره مُلک《الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا ۚ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ》 هدف از زندگی، آزمایش و ابتلا است. برای اینکه مشخص شود چه کسی بهتر عمل می‌کند. گاهی این عمل بهتر، نمود خارجی دارد و با چشم ظاهربین دنیایی می‌توان نتیجه آن را مشاهده کرد. اما گاهی این عملکرد خوب، از نظر چشم مادی، باعث موفقیت و پیشرفت دنیایی نمی‌شود و نتیجه مطلوب را ندارد. اما آنچه برای خدا حائز اهمیت است، خود عمل و کارکرد شخص بوده نه نتیجه آن. مثلاً در دهه گذشته، شهدای مدافع حرم، بنابر احساس وظیفه و اطاعت از فرمان ولی، از زندگی و جان خود گذشتند تا از حرم اهل بیت و جبهه مقاومت دفاع کنند. اگرچه از نظر سیاسی و اقتصادی منافع دنیوی هم داشته و نیاز به نظر کارشناسان دارد، مثل همین که داعش و حامیانش یک دهه دیرتر به اهدفشان رسیدند. اما اگر ملت سوریه و بشار اسد به دلیل بی‌بصیرتی، ترس، ساده‌لوحی و&amp;#8230; دست از مقاومت برداشته و کشور را دو دستی تقدیم کردند، نتیجه و هدف شهدا زیر سوال می‌رود؟ مگر شهدای مدافع حرم برای کشورگشایی و شاد کردن دل بشار اسد به سوریه رفتند؟&lt;br /&gt;
یا اگر امام حسین(علیه السلام) قیام کردند و از نظر نظامی شکست خوردند. هدف و انگیزه امام زیر سوال می‌رود؟ &lt;br /&gt;
قطعاً هدف الهی و کار برای خدا هیچ وقت منجر به شکست نمی‌شود حتی اگر چشم ظاهربین ما پی به این حقیقت نبرد.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://sadattahmasi78.kowsarblog.ir/مدافع-حرم-65&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://sadattahmasi78.kowsarblog.ir/مدافع-حرم-65</link>
							</item>
				<item>
			<title>دید و بازدید</title>
						<description>&lt;div&gt;&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;https://sadattahmasi78.kowsarblog.ir/media/blogs/sadattahmasi78/quick-uploads/p1699301/screenshot__-__chrome.jpg?mtime=1733767751&quot; target=&quot;_blank&quot; rel=&quot;lightbox[p1699301]&quot; id=&quot;link_77738&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;دید و بازدید&quot; src=&quot;https://sadattahmasi78.kowsarblog.ir/media/blogs/sadattahmasi78/quick-uploads/p1699301/_evocache/screenshot__-__chrome.jpg/fit-320x320.jpg?mtime=1733767751&quot; width=&quot;320&quot; height=&quot;192&quot; class=&quot;loadimg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;روز آخر حضورمان در اردوگاه بود. به هر کس می‌رسیدیم التماس دعا می‌گفتیم و درخواست دعای عاقبت بخیری داشتیم. یکی از راویان، برای خوردن چای به سمت چایخانه آمد. پیرمرد باصفایی بود. نزدیکش شدیم و با خواهش گفتیم: حاج آقا برایمان دعا می‌کنید؟ نگاهی به اطراف اردوگاه انداخت و گفت: من که حتماً برایتان دعا می‌کنم. اما به نظرم یکی از این شهدا را به عنوان رفیق انتخاب کنید و قبل از برگشت به اصفهان، تمام حرف‌ها و صحبت‌هایتان را با او در میان بگذارید. همه چیز را به خودشان بسپارید و مطمئن باشید که آنها، راه را به شما نشان می‌دهند. به شرطی که در شهر، آنها را فراموش نکنید. &lt;br /&gt;
با دوستان، راهی حسینیه شهدای گمنام شدیم. زیارت عاشورا را دسته جمعی خواندیم. قبل از خروج، حدیث صدایم زد. ببین این دوتا، چه قشنگ کنار هم شهید شدند! بیا همین دوتا را انتخاب کنیم. چند دقیقه‌ای در سکوت گذشت. هر کدام درد و دل‌هایمان را خطاب به شهید عرض کردیم.&lt;br /&gt;
دقیقاً دو هفته از آن روز گذشت. پنجشنبه توفیق شرکت در مراسم تشییع شهدای گمنام نصیبم شد. در مسیر گلستان شهدا، زهرا را دیدم. بعد از احوال‌پرسی، از کیفش کتابی درآورد و به سمتم گرفت. با دیدن جلد کتاب، بغض کردم. همان عکس داخل حسینیه بود!&lt;br /&gt;
به قول زینب؛ هر دیدی، یک بازدیدی داره. دو هفته، ما مهمان شهدا بودیم و الان آنها به دیدن ما آمدند.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://sadattahmasi78.kowsarblog.ir/دید-و-بازدید-3&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://sadattahmasi78.kowsarblog.ir/دید-و-بازدید-3</link>
							</item>
				<item>
			<title>هدف ازدواج</title>
						<description>&lt;div&gt;&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;https://sadattahmasi78.kowsarblog.ir/media/blogs/sadattahmasi78/quick-uploads/p1699154/1297193-_-_-_-_-_-1.jpg?mtime=1733585441&quot; target=&quot;_blank&quot; rel=&quot;lightbox[p1699154]&quot; id=&quot;link_77729&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;هدف ازدواج&quot; src=&quot;https://sadattahmasi78.kowsarblog.ir/media/blogs/sadattahmasi78/quick-uploads/p1699154/_evocache/1297193-_-_-_-_-_-1.jpg/fit-320x320.jpg?mtime=1733585441&quot; width=&quot;301&quot; height=&quot;320&quot; class=&quot;loadimg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;هدف از ازدواج چیست؟&lt;br /&gt;
کتاب‌های مختلفی برای رسیدن به جوابش مطالعه کردم. از افراد مختلفی سوال پرسیدم. صوت‌های کارشناسان را گوش دادم. تا حدودی به جواب رسیده‌ام اما برایم قابل درک نیست. گمان می‌کنم جواب‌ها کلیشه‌ای و شعاری است.&lt;br /&gt;
اینکه هدف رسیدن به آرامش باشد اصلا برایم قابل تصور نیست؛ زیرا به وفور افرادی را دیدم که در دوران مجردی آرامش بیشتری داشته‌اند و بعداز ازدواج مشکلات و تنش‌هایشان بیشتر شده.&lt;br /&gt;
اینکه هدف به خدا رسیدن است هم قابل درک نیست زیرا خیلی از افراد مجرد، در زمینه عبودیت و بندگی بهتر عمل کرده‌اند.&lt;br /&gt;
بعضی از دوستان کلا هدف خاصی از ازدواج ندارند و آن را صرفا به عنوان پاسخ به یک نیاز مطرح می‌کنند.&lt;br /&gt;
گاهی دچار فانتزی و ایدآل گرایی می‌شویم و ازدواج را برطرف کننده تمام مشکلات می‌دانیم. درحالی که ازدواج، خودش یک موقعیت تنش‌زا است و اغلب مشکلی به مشکلات اضافه می‌کند.&lt;br /&gt;
با این حال، چه رازی در زوجیت نهفته است که اسلام آنقدر به این موضوع توصیه کرده!؟&lt;br /&gt;
ازدواج چه ویژگی‌هایی دارد که باعث تکمیل دین فرد می‌شود؟&lt;br /&gt;
هدف شما از ازدواج چیست؟&lt;br /&gt;
متأهل‌ها! شما بعداز ازدواج به اهداف خود رسیدید؟&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://sadattahmasi78.kowsarblog.ir/هدف-ازدواج&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://sadattahmasi78.kowsarblog.ir/هدف-ازدواج</link>
							</item>
				<item>
			<title>حمایت از ولایت</title>
						<description>&lt;div&gt;&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;https://sadattahmasi78.kowsarblog.ir/media/blogs/sadattahmasi78/quick-uploads/p1698830/03467866_big.jpg?mtime=1733157990&quot; target=&quot;_blank&quot; rel=&quot;lightbox[p1698830]&quot; id=&quot;link_77690&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;حمایت از ولایت&quot; src=&quot;https://sadattahmasi78.kowsarblog.ir/htsrv/getfile.php/03467866_big.jpg?root=collection_16624&amp;amp;path=quick-uploads/p1698830/03467866_big.jpg&amp;amp;mtime=1733157990&amp;amp;size=fit-320x320&quot; width=&quot;320&quot; height=&quot;320&quot; class=&quot;loadimg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;در این ایام، دوست دارم تمام وجودم گوش شود و در رابطه با نقش حضرت زهرا(سلام الله علیها) در دفاع از ولایت بشنوم.&lt;br /&gt;
از علت مجروح شدنشان. از شب‌هایی که با بدنی مجروح به در خانه انصار و مهاجر می‌رفتند. از علت این رفت و آمدهایشان. از گریه و ناله‌هایشان در فراق پیامبر. مگر در این ۹۵ روز چه بر خانم گذشت؟ چگونه مردم در عرض سه ماه، همه چیز یادشان رفت؟ مگر این فاطمه، همان پاره تن پیامبر نبود؟&lt;br /&gt;
گاهی این مسائل باید تکرار شود. آنقدر که ملکه ذهن شود و در بزنگاه تاریخ بتوان راه را از بیراهه تشخیص داد.&lt;br /&gt;
مگر نه اینکه تاریخ درحال تکرار است؟ مگر ولی زمان ما حضرت حجت(عجل‌الله‌) نیست؟ مگر الگوی ما حضرت زهرا(علیهاالسلام) نیست؟ مگر ما قائل به جانشینی حضرت آیت‌الله‌خامنه‌ای نیستیم؟&lt;br /&gt;
ما به عنوان یک زن و تربیت کننده نسل آینده، برای پیروی از دستورات ولی فقیه در موضوع مقاومت چه کرده‌ایم؟ مگر فرمان، حمایت همه جانبه نبود؟ این حمایتِ همه جانبه از سمت ما به چه شکل و چگونه ظهور و بروز پیدا کرد؟ اگر از جنبه مادی و پویش ایران همدل توانایی کمک نداشتیم. آیا از جنبه معنوی کاری انجام داده‌ایم؟ آیا دعای توسل و سوره فتحی که فرمودند در برنامه روزانه‌مان قرار گرفت؟&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://sadattahmasi78.kowsarblog.ir/حمایت-از-ولایت-3&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://sadattahmasi78.kowsarblog.ir/حمایت-از-ولایت-3</link>
							</item>
			</channel>
</rss>
