وقتی در حال چک کردن سایتها و کانالهای مختلف هستیم و کسی کنارمان نشسته باشد. حتی یک بچه ۵ یا ۶ ساله. احتیاط میکنیم و به نوعی از او ابا داریم.
وقتی در یک مکان، تنها هستیم و متوجه دوربین مداربسته میشویم. خیلی مراعات میکنیم که کار اشتباهی انجام ندهیم.
وقتی متوجه میشویم یک نفر، ما را زیر نظر گرفته. سعی میکنیم کارهایمان را به بهترین نحو و بدون کوچکترین خطا و اشتباه انجام دهیم.
چه شاهد و ناظری بالاتر،دقیقتر و نکته سنجتر از خدا و رسول!؟
وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ سَتُرَدُّونَ إِلى عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ.
بگو: «عمل كنيد! خداوند و فرستادهی او و مؤمنان، اعمال شما را مىبينند! و بهزودى، بهسوى داناى نهان و آشكار، بازگردانده مىشويد و شما را به آنچه عمل مىكرديد، خبر مىدهد.»
خانه کوچک و نقلی داشت. البته خانه که نه، بهتر است بگویم اتاق. اتاق ۱۶ متری، که هم پذیرایی بود و هم آشپزخانه.
وقتی مادرم میخواست به خانهاش برود. کلی ذوق میکردیم و سریع آماده میشدیم. از بس مهربان بود و مهمان نواز.
گاهی که مادرم آش محلی میپخت. یا دبه ماستی برایش آماده میکرد. با شوق و اشتیاق راهی خانهاش میشدم.
کلی قربان صادقه ام میرفت. یک چای لب سوز برایم میآورد. مقداری تنقلات داخل ظرف میگذاشت و میگفت: برو با خواهرات بخور.
یک روز، برایش آش بردم. مثل همیشه کلی تشکر کرد. برایم چای آورد. اما ظرف را پس نداد. فردا، ظرف به دست به خانهمان آمد و گفت: (دیروز چیزی توی خونه نداشتم که داخل ظرف بزارم. برا همین ندادم بیاری.) و ظرف پر از بیسکویت و شکلات را به دستم داد.
بعد از ۱۲ سال، هنوز از رفتارش سر ذوق میآیم و برایش فاتحه میخوانم.
اگر به شما خوبی شد به صورتی بهتر یا دست کم به همان صورت جواب دهید.
نساء ۸۶
کافی بود کنارش بنشینی. چانهاش گرم می شد. و داغ دلش تازه.
مادر شوهرم اصرار داشت بریم طبقه بالای خونشون بشینیم. من بدبخت قبول کردم. نگو میخواسته زاغ سیاه منو چوب بزنه.
خوب چرا خونه اجاره نکردین؟
شوهرم تازه ماشین خریده بود. پول نداشتیم. باید کلی قرض و وام میگرفتیم.
مادر شوهرت چه لطفی کرده. خونهای که میتونست بده اجاره، در اختیارتون گذاشت، مفت و مجانی نشستین!
بدیهای دیگران را در کنار خوبیهای آنها ببینید و منصف باشید.
خاطرات سفیر نوشته خانم نیلوفر شادمهری دانشجوی رشته طراحی صنعتی از زندگی یک ساله شان در فرانسه است.
سه روز مطالعه کتاب طول کشید. معمولا کتابهایی را که دوست داشته باشم یک روزه تمام میکنم. ولی این کتاب را با وجودی که دوست داشتم دلم نمی خواست سریع بخوانم و تمام کنم.
بعضی از قسمتهایش را چندین دفعه رفت و برگشت داشتم و صفحات مهم را یادداشت کردم.
یه دفعه چشمم به یه اتوبوس افتاد که جلوی روی همه اومد و صاف وایساد توی ایستگاه . راننده اتوبوس را خاموش کرد و سوت زنان از اتوبوس پیاده شد. رفتم جلو سلام کردم و گفتم: عذر میخوام امروز اتوبوس نیست؟ گفت: نه امروز اعتصابه .
گفتم: ببخشید می شه بدونم برای چی رانندهها اعتصاب کردن؟ راننده اتوبوس یه نگاهی به من انداخت و گفت: این یه موضوع ملیه. به خارجیا ارتباطی نداره .
آیا ما ایرانیها نسبت به کشورمان تعصب داریم؟ یا به وقتش آتش بیار معرکه دشمن میشویم!؟
دلم نمیخواد تا آخر عمرم توی یه کشور بیدین بمونم. حماقت میآره .
من نمیتونم بپذیرم بچههام صبح تا شب از این مزخرفات ببینن. خودم هم هیچ علاقهای به این فضای فاسد که فرانسه ایجاد کرده ندارم .
چقدر شکرگزار زندگی در کشوری اسلامی هستیم که با خیال راحت و بدون دغدغه میتوانیم خودمان و بچههایمان در آن رفت و آمد کنیم؟
هرچی فکر میکنم میبینم باید قانونی برای لباس پوشیدن وجود داشته باشه. لباس پوشیدن ربطی به دین نداره. به شعور مربوطه. بعد با هیجان بیشتری ادامه داد: حتی به امنیت. متوجهی؟ به امنیت یه زن میتونه مربوط بشه. نگاهی به مانتو و شلوار و مقنعه من انداخت. چند لحظه سکوت کرد و بعد آروم گفت: تو چه میدونی من درباره چی حرف میزنم. خوش به حالت !
به دین،مذهب و دستورات آن افتخار میکنیم یا آن را دست و پاگیر و مانع پیشرفت میدانیم؟
یکم فکر کرد و پرسید: یعنی اگه رنگ لباس تو توجه مردی را جلب کنه، تو اون لباس را نمیپوشی؟ گفتم اگه از حد متعارف خارج بشه نه نمیپوشم .
چقدر به این نکته باور داریم که حجاب برای پوشیدگی و دوری از جلب توجه است؟
آیا برای جذب عدهای باید دستورات را باب میل آنها تغییر دهیم!؟
این چادر و عباهای مختلف، ساق و روسریهای گل گلی، باعث حجاب و پوشیدگی است یا تبرج و خودنمایی؟؟
*الحمدلله ماموریت محوله از طرف سیدعلی خامنه ای با موفقیت به پایان رسید*.
ساعت دو بعدازظهر را برای رفتن به شعبه انتخاب کردیم تا مجبور به ایستادن در صف نباشیم.
ولی خلوتی زیاد هم خوب نبود.تمرکز همه روی ما بود و معذب شدیم.😶
برخلاف دوستان،از ما اثر انگشت هم گرفتن.😎