در خاطرات و فیلمهای دوران انقلاب، زیاد درموردش دیده و شنیده بودم. اینکه مردم برای شرکت و حضور سر از پا نمیشناختند.
برایم شگفتانگیز و تا حدودی غیرقابل باور بود که چطور این همه مدت خسته نمیشدند؟ چطور از زندگی و کارهایشان دست میکشیدند؟
اما بعداز بیست و اندی روز، از اولین راهپیمایی شبانه، به خونخواهی از رهبر شهیدمان، دیگر این تجمعات برایم قابل لمس شده. اینکه در واپسین روزهای اول سال، که همیشه در فکر عید و عیددیدنی و مهمانی بودیم اکنون راهی خیابان میشویم. سالمان را در خیابان تحویل میکنیم. سفره افطارمان را در خیابان پهن میکنیم. تمام این شبها برایمان شب قدر شده و با هر تیپ و پوششی حضور داریم. از بچههای تاتيکنان تا پیرمردان عصا زنان. از بچهحزباللهی تا جوانان خالکوبی شده که پرچم قدی ایران را به دوش انداخته و با هر مرگ بر آمریکا پوکی به سیگارش میزند. از اتباع افغانستانی و پاکستانی که همصدا با مردم ایران رجز میخوانند. از مادرانی که کالسکهی بچههایشان را هل میدهند و با شعار اللهاکبر برایشان لالایی استقامت میخوانند.
راستش را بخواهید گمان میکردم، همان چند شب اول را دوام بیاوریم و بعد جمعیت کمتر شود، اما هرشب باشکوهتر و مصممتر از قبل به میدان میآییم.
آری اینان همان نوادگانِ سربازانِ قنداقی خمینیکبیر هستند که برای حفظ نظام و انقلاب قد علم میکنند و به میدان میآیند.
برای ازدواج اهداف زیادی مشخص شده است از جمله؛ پاسخ به نیازهای غریزی، رسیدن به آرامش، عمل به توصیه دین، تولید و بقای نسل، تکامل و رسیدن به خدا و… تمام این اهداف درست و تلاش برای رسیدن به آنها، کاری پسندیده است. اما برای رسیدن به هدف اصلی ازدواج، ابتدا باید هدف زندگی مشخص شود. زیرا ازدواج، یک مرحله از زندگی و زیر مجموعه آن به حساب میآید. طبق آیه دوم سوره مُلک، هدف از زندگی انسان، آزمایش و ابتلاست. برای اینکه مشخص شود چه کسی بهتر عمل میکند. گاهی این عملکرد بهتر، باعث موفقیت و پیشرفت دنیوی نمیشود اما در نزد خدا، خود عمل و کارکرد شخص مهم است نه نتیجه آن.
حال این سوال پیش میآید که هدف از این آزمایش و ابتلا چیست؟ خداوند با این کار، به انسان میفهماند در چه زمینهای ضعف دارد و در کجا قوی است و زمینه را برای برطرف شدن ضعفها فراهم میکند تا به هدف اصلی و نهایی زندگی، یعنی عبودیت دست یابد.
ازدواج، یک راه میانبر برای رسیدن به این هدف است. در ازدواج هم عملکرد مهم است. آن تلاشی که منجربه رشد و تکامل میشود مورد نظر است. این رشد و تکامل صرفاً به معنای پیشرفت و داشتن یک زندگی بدون مشکل و در آرامش کامل نیست. گاهی بیشتر شدن آستانه صبر، از خود گذشتگی، فرو بردن خشم، تحمل سختیهای تربیت فرزند و… همه به منزلهی رشد و تکامل تلقی میشود و راهی برای رسیدن به عبودیت.
حال اگر ازدواجی درست و انتخاب عاقلانهای داشته باشیم و بتوانیم یک همسر همراه و همکفو انتخاب کنیم، ازدواج مثل آسانسور عمل میکند و سرعت رسیدن ما را به هدف بیشتر میکند. اما اگر احساسی عمل کردیم و با خیالپردازی و فانتزی پیش رفتیم، باید این مسیر را به وسیله نردبان یا راهپله طی کنیم. اگرچه غیر ممکن نیست اما سرعت ما، کاهش مییابد. گاهی انتخاب آگاهانه و از روی عقل و منطق پیش میرود ولی نتیجه مطلوب به دست نمیآید. در این شرایط، کنار آمدن با وضعیت موجود و تلاش برای تغییر اوضاع، مورد آزمایش ماست و راه رسیدن به عبودیت از این گذرگاه سخت میگذرد و طبق احادیث اجر این نوع بندگی خیلی بیشتر از موارد دیگر است.
طبق آیه دوم سوره مُلک《الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا ۚ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ》 هدف از زندگی، آزمایش و ابتلا است. برای اینکه مشخص شود چه کسی بهتر عمل میکند. گاهی این عمل بهتر، نمود خارجی دارد و با چشم ظاهربین دنیایی میتوان نتیجه آن را مشاهده کرد. اما گاهی این عملکرد خوب، از نظر چشم مادی، باعث موفقیت و پیشرفت دنیایی نمیشود و نتیجه مطلوب را ندارد. اما آنچه برای خدا حائز اهمیت است، خود عمل و کارکرد شخص بوده نه نتیجه آن. مثلاً در دهه گذشته، شهدای مدافع حرم، بنابر احساس وظیفه و اطاعت از فرمان ولی، از زندگی و جان خود گذشتند تا از حرم اهل بیت و جبهه مقاومت دفاع کنند. اگرچه از نظر سیاسی و اقتصادی منافع دنیوی هم داشته و نیاز به نظر کارشناسان دارد، مثل همین که داعش و حامیانش یک دهه دیرتر به اهدفشان رسیدند. اما اگر ملت سوریه و بشار اسد به دلیل بیبصیرتی، ترس، سادهلوحی و… دست از مقاومت برداشته و کشور را دو دستی تقدیم کردند، نتیجه و هدف شهدا زیر سوال میرود؟ مگر شهدای مدافع حرم برای کشورگشایی و شاد کردن دل بشار اسد به سوریه رفتند؟
یا اگر امام حسین(علیه السلام) قیام کردند و از نظر نظامی شکست خوردند. هدف و انگیزه امام زیر سوال میرود؟
قطعاً هدف الهی و کار برای خدا هیچ وقت منجر به شکست نمیشود حتی اگر چشم ظاهربین ما پی به این حقیقت نبرد.
روز آخر حضورمان در اردوگاه بود. به هر کس میرسیدیم التماس دعا میگفتیم و درخواست دعای عاقبت بخیری داشتیم. یکی از راویان، برای خوردن چای به سمت چایخانه آمد. پیرمرد باصفایی بود. نزدیکش شدیم و با خواهش گفتیم: حاج آقا برایمان دعا میکنید؟ نگاهی به اطراف اردوگاه انداخت و گفت: من که حتماً برایتان دعا میکنم. اما به نظرم یکی از این شهدا را به عنوان رفیق انتخاب کنید و قبل از برگشت به اصفهان، تمام حرفها و صحبتهایتان را با او در میان بگذارید. همه چیز را به خودشان بسپارید و مطمئن باشید که آنها، راه را به شما نشان میدهند. به شرطی که در شهر، آنها را فراموش نکنید.
با دوستان، راهی حسینیه شهدای گمنام شدیم. زیارت عاشورا را دسته جمعی خواندیم. قبل از خروج، حدیث صدایم زد. ببین این دوتا، چه قشنگ کنار هم شهید شدند! بیا همین دوتا را انتخاب کنیم. چند دقیقهای در سکوت گذشت. هر کدام درد و دلهایمان را خطاب به شهید عرض کردیم.
دقیقاً دو هفته از آن روز گذشت. پنجشنبه توفیق شرکت در مراسم تشییع شهدای گمنام نصیبم شد. در مسیر گلستان شهدا، زهرا را دیدم. بعد از احوالپرسی، از کیفش کتابی درآورد و به سمتم گرفت. با دیدن جلد کتاب، بغض کردم. همان عکس داخل حسینیه بود!
به قول زینب؛ هر دیدی، یک بازدیدی داره. دو هفته، ما مهمان شهدا بودیم و الان آنها به دیدن ما آمدند.
هدف از ازدواج چیست؟
کتابهای مختلفی برای رسیدن به جوابش مطالعه کردم. از افراد مختلفی سوال پرسیدم. صوتهای کارشناسان را گوش دادم. تا حدودی به جواب رسیدهام اما برایم قابل درک نیست. گمان میکنم جوابها کلیشهای و شعاری است.
اینکه هدف رسیدن به آرامش باشد اصلا برایم قابل تصور نیست؛ زیرا به وفور افرادی را دیدم که در دوران مجردی آرامش بیشتری داشتهاند و بعداز ازدواج مشکلات و تنشهایشان بیشتر شده.
اینکه هدف به خدا رسیدن است هم قابل درک نیست زیرا خیلی از افراد مجرد، در زمینه عبودیت و بندگی بهتر عمل کردهاند.
بعضی از دوستان کلا هدف خاصی از ازدواج ندارند و آن را صرفا به عنوان پاسخ به یک نیاز مطرح میکنند.
گاهی دچار فانتزی و ایدآل گرایی میشویم و ازدواج را برطرف کننده تمام مشکلات میدانیم. درحالی که ازدواج، خودش یک موقعیت تنشزا است و اغلب مشکلی به مشکلات اضافه میکند.
با این حال، چه رازی در زوجیت نهفته است که اسلام آنقدر به این موضوع توصیه کرده!؟
ازدواج چه ویژگیهایی دارد که باعث تکمیل دین فرد میشود؟
هدف شما از ازدواج چیست؟
متأهلها! شما بعداز ازدواج به اهداف خود رسیدید؟



