21 مهر 1405
اوایل آبان ماه بود. از آنجایی که روستای ما در مناطق سردسیر واقع شده از مهر ماه، بخاری روشن میکنیم. قابلمه روی بخاری غلغل میزد و بوی شلغم کل خانه را برداشته بود. خانهی ما آخر روستا بود و از دو پنجر بزرگ به خیابان دید داشت. من پشت یک پنجره و خواهر… بیشتر »
نظر دهید »
18 مهر 1405
ما ظاهر بین هستیم و تا یک نگاه کلی به اطراف میکنیم به خیال خود پی به عمق زندگی بقیه میبریم. اما آنچه از زندگی بقیه میبینیم تمام واقعیت نیست. مثلا اگر زن موفقی را میبینیم که هم تحصیلات دارد و هم به خانه و بچههایش رسیدگی میکند، سریع حکم میدهیم حتما… بیشتر »
15 مهر 1405
همیشه دوست دارم کارها با برنامه پیش برود. مثلا از مهمانی یهویی خوشم نمیآید. چون دوست دارم از قبل خانه مرتب شده و وسایل پذیرایی آماده باشد. تا بتوانم به بهترین نحو میزبان آنها باشم. اما همسرم گاهی مهمان سرزده به خانه دعوت میکند و نهایت نیم ساعت قبل از… بیشتر »
13 مهر 1405
کاش زودتر میفهمیدم که آرزوها و خواستههای زیادی وجود دارد اما قرار نیست به همهی آنها برسیم. بعضی از کارها از اراده ما خارج است و هرچه هم تقلا کنیم، راهی برای رسیدن به آنها نیست. سال ۹۶ که کنکور شرکت کردم با وجود درس خواندن و تلاش زیاد توانستم رتبهی… بیشتر »
11 مهر 1405
از متنهایی که مربوط به روستا و حال و هوای روستایی است لذت میبرم. شاید علت اصلی این است که مرا به دوران کودکی میبرد و خاطرات زمانی که در روستا زندگی میکردیم را برایم زنده میکند. روستا با تمام قشنگی و صفایی که دارد یک نقطه ضعف اساسی دارد و آن هم… بیشتر »
07 مهر 1405
گالری گوشی را یکبار از بالا به پایین و یکبار برعکس چک میکنم. اما دریغ از یک عکس. اینکه زیاد اهل عکس گرفتن نیستم دلیل کمی نیست. اما اصل موضوع برمیگردد به ماه پیش. ایتا را باز کردم و پیامی از مسؤل حوزه توجهام را جلب کرد. یک فایل که زیرش نوشته شده بود؛… بیشتر »
05 مهر 1405
شخصیت پر جنب و جوشی دارم. عاشق انجام دادن کارهای اجرایی هستم. هیچ وقت به کارهایی که نیاز به فکر کردن و ایده دادن دارد علاقهای نداشتم. همیشه در کارگروه و اتاق فکر کارهای فرهنگی سکوت میکردم و نظر خاصی نداشتم. چون واقعا اهل ایدهپردازی نیستم. اما در… بیشتر »
05 مهر 1405
ترم پیش مهمان غیرحضوری شدم و اصلا نتوانستم خودم را به دروس برسانم و بعد هم به خاطر یکسری از مشکلات امتحانات را شرکت نکردم. این ترم اصلا رغبتی برای غیرحضوری نداشتم و در مدرسه معصومیه قم ثبتنام کردم. همه چیز برای حضوری رفتن فراهم بود. اما چند روزی است… بیشتر »
01 مهر 1405
سال ۱۳۹۹ زهرا خانم یکی از دوستانم به خاطر درس همسرش راهی قم شدند. سه سالی ساکن قم بودند. با چند نفر از دوستان تصمیم گرفتیم به قم برویم، هم زیارت کنیم هم به زهرا سر بزنیم. از آنجایی که از اصفهان اتوبوس مستقیم برای قم نبود، مجبور شدیم بلیط اصفهان_تهران… بیشتر »

