19 مهر 1402
قسمت بیستم با صدای یا الله یا الله مثل فنر از جا پریدم.فاطمه با این حرکت من سریع بیدار شد.متوجه شدیم آقای جمشیدیان بالای سرمان است.چون دم در خوابیده بودیم.بنده خدا امکان ورود به حسینیه را نداشتند.😐🤭 سریع مفاتیح را بغل زدم و به سمت آخر حسینیه فرار… بیشتر »
نظر دهید »
19 مهر 1402
قسمت نوزدهم دانش آموزان معمولا تا صبح در محوطه حضور داشتند.به همین دلیل،شبی چهار نفر به صورت دو به دو چند ساعتی را بیدار بوده و در محوطه گشت می زدیم. از بچهها شنیده بودم.زینب بامری هنگام شیفت شبانه تمام کفشهای دم در اتاقها را جفت میکند.😃 تصمیم… بیشتر »