08 مهر 1402
قسمت یازدهم مسئولین پذیرش،به خاطر ساعات بیدار باش و خاموشی.از سمت دانش آموزان و معلمین کنایه فراوان شنیدند.فاطمه قربانی یک شب از دست آنها به گریه افتاد و مسئولین با شوخی و خنده دلداریاش دادند.☺️ مسئول آشپزخانه،خانم شیخی به خاطر نوع و کیفیت… بیشتر »
نظر دهید »
08 مهر 1402
قسمت دهم ساعت ۹ تا ۲ شب،اوج کار بود و اتوبوسها یکی یکی از راه میرسیدند. خانم سلحشور و دخترشان ملیحه،مسئول استقبال از زائرین بودند.چون با زغال و اسپند سر و کار داشتند.روزهای بعد به خانم منقلی معروف شدند.😄 مسئولین پذیرش"فاطمه قربانی از بچههای نجف آباد… بیشتر »
08 مهر 1402
قسمت نهم بعد از ناهار و نماز به سمت ورودی رفتم.جای زغال و اسپندها را یافتم.میزی که برای استقبال در نظر گرفته شده بود.خیلی توی ذوقم زد از بس کثیف و پر از خاکستر بود. ناچار شدم برای یافتن وسایل مورد نیاز،به اتاق فرهنگی سرک بکشم.بعد از برداشتن وسایل،متوجه… بیشتر »